آیا این تضعیف قضایی یک اختیار قانون اساسی است؟آیا این تضعیف قضایی یک اختیار قانون اساسی است؟

[فقط می‌گویم] حکم استیضاح دیوان عالی سوالات بیشتری را برمی‌انگیزد تا پاسخ

2026/02/04 11:00
مدت مطالعه: 5 دقیقه

با کمال احترام به دیوان عالی، این مشاهدات را در مورد قطعنامه آن در پرونده دوترته علیه مجلس نمایندگان (GR شماره 278353، 1404/11/08) که ثبت شکایت استیضاح علیه معاون رئیس‌جمهور سارا دوترته را غیرقانون اساسی اعلام کرد، بیان می‌کنم.  

این سؤالات را مطرح می‌کنم: 

  • آیا تجاوز قضایی - یک تعدی - توسط دیوان عالی به حوزه قانون اساسی یک نهاد هم‌ردیف، مجلس نمایندگان، وجود داشت؟ 
  • در حالی که قطعنامه "متفق‌الآرا" دیوان عالی تکرار کرد که وضع قوانین استیضاح در صلاحیت انحصاری مجلس نمایندگان است، آیا در کاربرد عملی حکم خود، دیوان عالی در واقع واقعیتی بسیار مداخله‌گرتر ایجاد کرد که مأموریت قانون اساسی مجلس را تضعیف می‌کند؟ 
  • وقتی دادگاه محدودیت‌های یک قدرت اختیاری را آنقدر محدود تعریف می‌کند که خود اختیار از بین می‌رود، آیا این موضوع تفسیر قانون اساسی است یا اینکه در حال اعمال قدرتی است که ادعا می‌کند آن را محدود می‌کند؟

مشاهده فروتنانه من در مورد قطعنامه اخیر دیوان عالی نیز از طریق پرسش‌ها است زیرا برای من سؤالات بیشتری نسبت به پاسخ‌ها برمی‌انگیزد. آنها به شرح زیر هستند:  

اول: وقتی دیوان عالی معنی "روزهای جلسه" را بازتعریف کرد، آیا این دیکته کردن زمان و روش دقیقی نیست که مجلس باید نظم داخلی کسب و کار خود را مدیریت کند، که بهترین حالت آن واگذاری به تصمیم و حکمت خود به عنوان یک شاخه مستقل هم‌ردیف دولت است؟ 

دوم: وقتی قانون اساسی 1987 "روزهای جلسه" را تعریف نکرد، آیا منطقی‌تر نیست که نتیجه بگیریم چنین حذفی به قصد انعطاف‌پذیر کردن آن بوده تا بخشی که بیشترین تأثیر را از آن می‌پذیرد - مجلس نمایندگان - بتواند قوانینی را که محدوده آنها را تعریف می‌کند برای خود فراهم کند و بنابراین انعطاف لازم را برای تغییر آنها در طول زمان، از نسلی به نسل دیگر، در صورت نیاز داشته باشد؟  

سوم: با تجویز دقیق اینکه چگونه و چه زمانی باید مدارک در اختیار اعضای مجلس قرار گیرد، آیا این در واقع هدایت عملیات یک نهاد هم‌ردیف نیست؟ 

چهارم: آیا نحوه توزیع و مطالعه مدارک در مجلس یک دستور عملیاتی نیست که توانایی مجلس برای تعیین روند مشورتی داخلی خود را محدود می‌کند؟

پنجم: با تسریع شمارش از طریق تعریف روز تقویمی، آیا این مجبور کردن مجلس به یک جدول زمانی نیست که با آن موافقت نکرده و در نتیجه کنترل سرعت و جریان نحوه عمل قانونگذار که توسط قانون اساسی مقرر شده است؟

ششم: آیا دیوان عالی، ناخواسته، سیگنال داد که هیچ گوشه‌ای از رویه قانون‌گذاری از حسابرسی قضایی تحت پوشش حفاظت از مرزهای قانون اساسی در امان نیست؟

همچنین در رپلر
  • مقالات استیضاح علیه سارا دوترته را بخوانید، حاشیه‌نویسی شده و توضیح داده شده
  • چرا استیضاح مارکوس یا معاون رئیس‌جمهور سارا سخت‌تر شد
  • قطعی است، استیضاح سارا دوترته "غیرقانون اساسی" است. دلیل آن اینجاست.
  • رهبران ترقی‌خواه و جامعه مدنی شکایات استیضاح علیه سارا دوترته را مجدداً ثبت می‌کنند
  • خلاصه رپلر: شانس شکایات جدید استیضاح علیه سارا دوترته چقدر است؟

قطعنامه درخواست تجدیدنظر و تصمیم اصلی را دوباره خوانده‌ام. متوجه شدم که در تصمیم اصلی، دیوان عالی، به نظر من، قبلاً تصدیق کرده بود - حداقل به طور ضمنی - که شکایات در داخل دوره تعیین شده ثبت شده‌اند. به نظرم نمی‌رسید که تعریف معنی "روزهای جلسه" یک موضوع اصلی بود. اما، در قطعنامه درخواست تجدیدنظر، دیوان عالی ناگهان بازتعریفی انجام داد و به نظر می‌رسید گفته است که دوره قبلاً سپری شده است. آیا در این قدردانی اشتباه می‌کنم؟

همچنین متوجه شدم که دیوان عالی بیانیه خود را در تصمیم اصلی روشن نکرد که بیان می‌کرد: "اعضای نهادهای جمعی نمی‌توانند پاسخگو برای هر استیضاحی بر اساس تصمیمات نهادهای جمعی به عنوان یک کل باشند، به ویژه اگر این تصمیمات مربوط به اختیارات تصمیم‌گیری آنها باشد." آیا مبنای قانونی و قانون اساسی صریحی برای مصونیت وجود دارد صرفاً به این دلیل که تصمیم توسط یک نهاد جمعی مانند دیوان عالی اتخاذ شده است؟

اما دیوان عالی سخن گفته است. با این حال، من باور ندارم که این تصمیم از بحث انتقادی مصون است به دلیل تأثیر گسترده آن بر دکترین تفکیک قوا و بر دموکراسی ما. قضات نیز مردان و زنان خطاپذیری هستند. قوه قضاییه منزوی که از بررسی انتقادی معاف است متعلق به دوران گذشته است. معاون سابق دادستان دیوان عالی ایالات متحده، بروئر، آن را کاملاً بیان کرد:

"این اشتباه است که فرض کنیم دیوان عالی با صحبت در مورد آن به عنوان فراتر از انتقاد مورد احترام یا کمک قرار می‌گیرد. برعکس، زندگی و شخصیت قضات آن باید مورد مراقبت مداوم همه باشد، و احکام آن در معرض آزادترین انتقاد قرار گیرد. زمان در تاریخ جهان گذشته است که هر مرد یا گروهی از مردان زنده بتوانند روی یک پایه قرار گیرند و با هاله‌ای تزئین شوند. درست است، بسیاری از انتقادها ممکن است، مانند نویسندگان آنها، فاقد سلیقه خوب باشند، اما همه انواع انتقاد بهتر از عدم انتقاد است. آب‌های در حال حرکت پر از زندگی و سلامتی هستند؛ فقط در آب‌های ساکن رکود و مرگ است." (حکومت با دستور قضایی، 15 Nat'l Corp. Rep. 848,849)

و به عنوان یک استاد حقوق و یک رئیس سابق، مطمئناً همچنان دانشجویان حقوق خود را، در زمینه گفتمان دانشگاهی، برای بحث در مورد تصمیمات بحث‌برانگیز خواهم داشت. – Rappler.com

مل استا. ماریا رئیس سابق مؤسسه حقوق دانشگاه خاور دور (FEU) است. او در FEU و دانشکده حقوق آتنئو تدریس می‌کند، میزبان برنامه‌های رادیویی و یوتیوب است، و چندین کتاب در مورد حقوق، سیاست و رویدادهای جاری تألیف کرده است.

سلب مسئولیت: مطالب بازنشرشده در این وب‌ سایت از منابع عمومی گردآوری شده‌ اند و صرفاً به‌ منظور اطلاع‌ رسانی ارائه می‌ شوند. این مطالب لزوماً بازتاب‌ دهنده دیدگاه‌ ها یا مواضع MEXC نیستند. کلیه حقوق مادی و معنوی آثار متعلق به نویسندگان اصلی است. در صورت مشاهده هرگونه محتوای ناقض حقوق اشخاص ثالث، لطفاً از طریق آدرس ایمیل [email protected] با ما تماس بگیرید تا مورد بررسی و حذف قرار گیرد.MEXC هیچ‌ گونه تضمینی نسبت به دقت، جامعیت یا به‌ روزبودن اطلاعات ارائه‌ شده ندارد و مسئولیتی در قبال هرگونه اقدام یا تصمیم‌ گیری مبتنی بر این اطلاعات نمی‌ پذیرد. همچنین، محتوای منتشرشده نباید به‌عنوان توصیه مالی، حقوقی یا حرفه‌ ای تلقی شود و به منزله پیشنهاد یا تأیید رسمی از سوی MEXC نیست.