یک ماه از زمانی که ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران وارد جنگ شدند میگذرد. این همچنین یک ماه عدم قطعیت بیسابقه بوده است.
در 28 فوریه گذشته، یک حمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل رهبر معظم آیتالله علی خامنهای را کشت. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، آن را به عنوان یک تجاوز و نه یک جنگ تمام عیار جلوه داد - اما همه نشانهها میگویند که این یک جنگ است.
ایران با حملات پهپادی و موشکی به اسرائیل و پایگاههای نظامی ایالات متحده در بحرین، اردن، کویت، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ترکیه تلافی کرد.
اما خفگی اقتصادی که باعث شد اقتصادهای سراسر جهان برای هوا نفس بکشند، بستن تنگه هرمز توسط ایران بود.
تحلیلگران پیامدهای این بسته شدن را شدیدترین اختلال اقتصادی از زمان بحران نفت اوپک در سال 1973 توصیف میکنند. این جنگ باعث افزایش قیمت نفت و گاز، اختلالات در سفرهای هوایی و مسیرهای دریایی، و نوسانات مالی میشود که در دهههای اخیر دیده نشده است.
در فیلیپین، این نوسان به افزایش شدید قیمت سوخت، افزایش نرخ برق، تورم مواد غذایی و کاهش هزینهها و فعالیتهای اقتصادی که یادآور همهگیری است، تبدیل شده است.
تحلیلگران بازار آسیا میگویند اگر وضعیت بهبود نیابد، منطقهای که 80٪ گاز طبیعی مایع خود را از قطر وارد میکند ممکن است به زودی در عرض چند ماه از انقباض اقتصادی یا رکود رنج ببرد.
برای فیلیپین - یک اقتصاد با درآمد متوسط به پایین که هدفش رسیدن به وضعیت درآمد متوسط به بالا است - این دو ضربه مهلک بوده است. ماندن مردم در خانه و کار از خانه بخش خدمات آن را فلج میکند. سقوط ارزش پزو به اقتصاد وابسته به واردات آن آسیب میزند. این پس از سالی است که ساختوساز به دلیل یک رسوایی بزرگ فساد در پروژههای عمومی کاهش یافته است.
JC Gotinga را تماشا کنید که تاثیرات این جنگ تا کنون، اما بسیار نزدیک را بیان میکند.
با فساد سیستماتیک و رهبری بیتفاوت ما - چشمانداز فیلیپین برای عبور از این بحران به هوشمندانهترین شکل ممکن چیست؟ – Rappler.com