شبکههای همتا به همتا در حال جایگزینی معماری مالی محور و شعاعی هستند
شبکههای مالی سنتی بر اساس مدل محور و شعاعی عمل میکنند. بانکها به اتاقهای تسویه مرکزی، پردازشگرهای پرداخت و شبکههای بانکی مکاتبهای متصل میشوند که به عنوان محور عمل میکنند. هر تراکنش از یک یا چند محور واسطه عبور میکند که هزینه، تأخیر و ریسک طرف مقابل را افزایش میدهد. بلاک چین این معماری را با شبکههای همتا به همتا جایگزین میکند که در آن شرکتکنندگان مستقیماً معامله میکنند و از دفتر کل مشترک به عنوان مکانیزم اعتماد به جای یک مرجع مرکزی استفاده میکنند.
طبق گزارش بانک تسویهحسابهای بینالمللی، مدل محور و شعاعی شبکههای مالی سالانه 50 تا 100 میلیارد دلار هزینه از طریق کارمزد واسطهها، هزینههای تطبیق و الزامات سرمایه برای تسویه شبانه اضافه میکند. رشد بانکداری دیجیتال این هزینهها را به طور فزایندهای برای مؤسسات و مشتریانی که انتظار خدمات مالی بلادرنگ و کمهزینه دارند، قابل مشاهده و غیرقابل قبول میکند.

شبکههای پرداخت
شبکههای پرداخت بین مرزی این تحول را به وضوح نشان میدهند. شبکه بانکی مکاتبهای سنتی یک پرداخت را، به عنوان مثال، از یک شرکت در سنگاپور به یک تأمینکننده در برزیل از طریق چهار یا پنج بانک واسطه مسیریابی میکند که هر کدام کارمزد دریافت میکنند و زمان پردازش را افزایش میدهند. شبکههای پرداخت مبتنی بر بلاک چین مانند Ripple، Partior و استیبل کوینها انتقال مستقیم بین مؤسسات مبدأ و مقصد را امکانپذیر میکنند.
دادههای McKinsey نشان میدهد که شبکههای پرداخت مبتنی بر بلاک چین هزینههای تراکنش بین مرزی را 70 تا 90 درصد کاهش میدهند و زمان تسویه را از روزها به ثانیه کاهش میدهند. SWIFT این تهدید رقابتی را شناسایی کرده و در حال آزمایش اتصال بلاک چین برای حفظ موقعیت خود به عنوان شبکه پیامرسانی غالب برای پرداختهای بین مرزی است. شرکتهای فینتک در حال ساخت پلهایی هستند که شبکههای پرداخت بلاک چین را به سیستمهای بانکی سنتی متصل میکنند.
شبکههای اوراق بهادار
بازارهای اوراق بهادار از طریق شبکهای از صرافیها، اتاقهای تسویه، متولیان و سپردهگذاریهای مرکزی اوراق بهادار عمل میکنند. هر شرکتکننده سوابق جداگانهای را حفظ میکند که باید پس از هر معامله تطبیق داده شود. شبکههای اوراق بهادار مبتنی بر بلاک چین این معماری چند لایه را با یک دفتر کل مشترک جایگزین میکنند که در آن همه شرکتکنندگان به طور همزمان یک سابقه یکسان را مشاهده میکنند.
DTCC، Euroclear و شرکت بورس و تسویه هنگ کنگ همگی در حال آزمایش شبکههای اوراق بهادار مبتنی بر بلاک چین هستند. پلتفرم Onyx JPMorgan تسویه repo مبتنی بر بلاک چین را در مقیاس نهادی نشان داده است. استارتاپهای فینتک مانند Paxos و Fnality در حال ساخت زیرساخت برای تسویه اوراق بهادار مبتنی بر بلاک چین هستند که در نهایت میتواند معماری وابسته به اتاق تسویه فعلی را جایگزین کند.
شبکههای وامدهی
وامدهی سنتی شامل روابط دوجانبه بین وامگیرندگان و بانکهای فردی است. وامهای سندیکایی نیاز به هماهنگی پیچیده بین وامدهندگان متعدد دارند که هر کدام سوابق جداگانه را حفظ میکنند و دقت لازم مستقل انجام میدهند. شبکههای وامدهی مبتنی بر بلاک چین - از پروتکلهای امور مالی غیر متمرکز با نام اختصاری دیفای تا پلتفرمهای نهادی مانند Maple Finance - بازارهای وامدهی چندجانبه ایجاد میکنند که در آن وامدهندگان متعدد میتوانند از طریق زیرساخت مشترک شرکت کنند.
Accenture تخمین میزند که شبکههای وامدهی مبتنی بر بلاک چین هزینههای ایجاد را 30 تا 50 درصد کاهش میدهند و زمان سندیکاسیون را از هفتهها به روزها کاهش میدهند. نگهداری سوابق مشترک تطبیق بین وامدهندگان را حذف میکند و قرارداد هوشمند توزیع پرداخت و نظارت بر تعهدات را خودکار میکند.
انتقال شبکه
انتقال از شبکههای مالی محور و شعاعی به همتا به همتا یک شبه اتفاق نمیافتد. واسطههای موجود - اتاقهای تسویه، بانکهای مکاتبهای و متولیان - حجم روزانه تریلیونها را پردازش میکنند و نمیتوانند بدون برنامهریزی دقیق جایگزین شوند. این انتقال به تدریج در حال وقوع است و شبکههای بلاک چین سهم فزایندهای از حجم را در مسیرها و کلاسهای دارایی خاص مدیریت میکنند.
تأمین مالی سرمایهگذاری خطرپذیر فینتک در دهه گذشته بیش از 10 برابر رشد کرده است و شرکتهایی که شبکههای مالی مبتنی بر بلاک چین میسازند در بین بهترین تأمین مالیشدهها هستند. مزایای ساختاری شبکههای همتا به همتا - هزینههای کمتر، تسویه سریعتر، واسطههای کمتر - تضمین میکنند که این انتقال با بلوغ فناوری بلاک چین و تثبیت چارچوبهای نظارتی به تسریع خود ادامه میدهد.




