رئیسجمهور دونالد ترامپ و متحدان MAGA او بحث شدیدی با منتقدان بر سر نقشی که شاخه اجرایی، تحت قانون اساسی ایالات متحده، باید در دولت فدرال ایالات متحده ایفا کند، دارند. جمهوریخواهان MAGA که نظریه اجرایی واحد افراطی راست را پیش میبرند، ادعا میکنند که برخی قضات فدرال در احترام به اختیاراتی که قانون اساسی به شاخه اجرایی میدهد ناکام هستند - در حالی که منتقدان ترامپ معتقدند که او بدون دریافت نظر کنگره، تصمیمات اجرایی بسیار زیادی اتخاذ میکند.
ترامپ اغلب دستورات اجرایی خود را با این توجیه که به "فوریتها" رسیدگی میکند، موجه میداند. اما جورج ویل، ستوننویس محافظهکار واشنگتن پست، در ستون 23 ژانویه خود استدلال میکند که احکام دیوان عالی ایالات متحده در گذشته دلایل قوی علیه استفاده از ادعاهای "فوریت" برای توجیه تجاوز در شاخه اجرایی ارائه میدهد.
ویل به شدت بر قاضی رابرت اف. جکسون، منصوب شده فرانکلین دلانو روزولت که از 1941 تا 1954 در دادگاه عالی خدمت کرد و قبل از آن، دادستان کل ایالات متحده تحت FDR بود، تمرکز میکند.
ویل استدلال میکند: "امروزه، کشور به ادعاهای ریاستجمهوری مبنی بر نیازهای فوری - 'فوریتها'، خطرات 'وجودی' - که برای فرار از قانون اساسی استفاده میشود، عادت کرده است. جکسون گفت، نهادهای ما برای نگه داشتن اجرایی تحت قانون ممکن است 'محکوم به از بین رفتن' باشند، اما 'وظیفه دادگاه این است که آخرین نفر باشد، نه اولین نفر، که آنها را رها کند.'"
جکسون موضوع زندگینامه جدیدی توسط پروفسور حقوق دانشگاه ویرجینیا، جی. ادوارد وایت با عنوان "رابرت اچ. جکسون: زندگی در قضاوت" است. و به گفته ویل، این کتاب "در میان اختلافاتی که شامل بررسی قضایی اقدامات دولتی، و به ویژه ریاستجمهوری، که به عنوان فوری برای امنیت ملی ارائه میشود، میرسد."
ویل توضیح میدهد: "در مورد این، جکسون معتقد بود که احترام قضایی باید بالا باشد، اما نامحدود نیست. در سال 1940، قبل از اینکه جکسون به دادگاه بپیوندد، دادگاه با نتیجه 8-1 رأی داد که یک منطقه آموزشی پنسیلوانیا میتواند ادای احترام به پرچم را اجباری کند. برخی از شاهدان یهوه به این به عنوان بتپرستی اعتراض کردند. نظر دادگاه توسط قاضی فلیکس فرانکفورتر نوشته شده بود. او فکر میکرد که اجبار شاهدان یهوه اشتباه است، اما او به طور کلی طرفدار خویشتنداری قضایی بود و هدف منطقه آموزشی را دارای مبنای منطقی میدانست: 'وحدت ملی اساس امنیت ملی است.'"
ویل به مثال دیگری از دیدگاه قضایی جکسون اشاره میکند.
ویل توضیح میدهد: "در سال 1952، دادگاه و جکسون دوباره با وظیفه تطبیق اصول قانون اساسی و ادعای فوریت رئیسجمهور روبرو شدند. با خشم جنگ کره، (رئیسجمهور) هری ترومن گفت که اعتصاب قریبالوقوع کارگران فولاد در سراسر کشور 'دفاع ملی را به خطر میاندازد'، بنابراین او دستور اجرایی برای دولت صادر کرد تا اکثر کارخانهها را تصرف و اداره کند. شرکتها شکایت کردند و استدلال کردند که هیچ قانون کنگره یا مقررات قانون اساسی اقدام ترومن را تأیید نمیکند. وکلای ترومن استدلال کردند که مجوز او 'میتواند از مجموع اختیارات او تحت قانون اساسی' به ویژه به عنوان فرمانده کل، استنباط شود. دادگاه با نتیجه 6-3 مخالفت کرد."
ویل اضافه میکند: "جکسون در موافقت گفت که اقدام ترومن نه از مجوز صریح و نه ضمنی کنگره ناشی نمیشود، و برخلاف اراده کنگره بود که در قانون روابط کار 1947 بیان شده بود که هیچ مقرراتی برای چنین اقدام ریاستجمهوری نداشت."
ستون کامل جورج ویل در واشنگتن پست در این لینک در دسترس است (اشتراک مورد نیاز است).


