بانک کره در آزمایش تراکنش با ارزش واقعی تحت پروژه آگورا، یک ابتکار پرداخت توکنیزه شده بینالمللی به رهبری بانک تسویه حسابهای بینالمللی، شرکت کرده است. این آزمایش شش ارز، ۱۷ سناریوی تراکنش و ارزشی حدود ۸۰۰,۰۰۰ فرانک سوئیس را پوشش داد.
اگرچه مبلغ نسبتاً کوچک بود، اما این آزمایش گامی مهم فراتر از تراکنشهای شبیهسازی شده محسوب میشود. این آزمایش بررسی کرد که آیا ذخایر بانک مرکزی توکنیزه شده و سپردههای بانکهای تجاری میتوانند از طریق زیرساخت برنامهپذیر مشترک با حفظ نقشهای موجود بانکهای مرکزی و تجاری، با یکدیگر تعامل داشته باشند یا خیر.
آخرین آزمایش شامل ۲۸ بانک مرکزی و موسسه مالی بود. این آزمایش وون کره جنوبی، دلار آمریکا، یورو، پوند انگلیس، فرانک سوئیس و ین ژاپن را پوشش داد. شرکتکنندگان کرهای شامل کیبی کوکمین بانک، نونگهیوپ بانک، شینهان بانک، ووری بانک و هانا بانک بودند.
شرکتکنندگان ۱۷ سناریو را آزمایش کردند که شامل ارزها، موسسات و روابط پرداخت مختلف بود. این موارد شامل تسویه بانک به بانک، پرداختهای چند ارزی، انتقالهای شرکتی و حرکتهای داخلی نقدینگی بود.
این دامنه گستردهتر اهمیت دارد زیرا پرداختهای فرامرزی نیازمند بیش از جابجایی فنی توکنهای دیجیتال هستند. هر تراکنش باید الزامات مجوز، انطباق، نقدینگی، حسابداری و تسویه را در چندین موسسه برآورده کند.
تراکنشهای شبیهسازی شده میتوانند نشان دهند که یک پلتفرم از نظر فنی کار میکند، اما مشخص نمیکنند که آیا بانکها میتوانند از آن برای تسویه تعهدات مالی واقعی استفاده کنند یا خیر. هنگامی که وجوه واقعی درگیر میشوند، شرکتکنندگان باید اجرای تراکنش را با تاییدات داخلی، مدیریت موجودی، گزارشدهی و کنترلهای ریسک مرتبط کنند.
مبلغ پردازش شده حدود ۸۰۰,۰۰۰ فرانک سوئیس برای آزمایش مقیاس تجاری کافی نبود. با این حال، استفاده از ارزش واقعی آزمایش را معنادارتر از یک اثبات مفهوم معمولی کرد، زیرا خطاها، تأخیرها و تصمیمگیریهای نقدینگی پیامدهای عملیاتی داشتند.
بنابراین این آزمایش باید به عنوان اعتبارسنجی کنترلشده دیده شود. این آزمایش نشان داد که عملکردهای انتخابی پرداخت توکنیزه شده میتوانند با موجودیهای واقعی کار کنند، اما ثابت نکرد که پروژه آگورا میتواند شبکههای پرداخت فرامرزی موجود را جایگزین کند.
پروژه آگورا بررسی میکند که آیا ذخایر بانک مرکزی توکنیزه شده و سپردههای بانکهای تجاری توکنیزه شده میتوانند بر روی زیرساخت برنامهپذیر مشترک همزیستی داشته باشند یا خیر.
ذخایر بانک مرکزی توکنیزه شده نمایانگر داراییهای تسویهای در دسترس برای موسسات مالی واجد شرایط هستند. سپردههای توکنیزه شده بدهیهای بانکهای تجاری باقی میمانند و نشاندهنده پول نگهداری شده توسط مشتریان یا طرفهای مقابل نهادی آنها هستند. هماهنگسازی هر دو شکل پول میتواند اجازه دهد تا دستورالعملهای پرداخت و تسویه نهایی نزدیکتر به هم رخ دهند.
این پروژه به دنبال حذف بانکهای تجاری نیست. بانکهای مرکزی به ارائه دارایی تسویه نهایی بین بانکی ادامه خواهند داد، در حالی که بانکهای تجاری مسئولیت حسابهای مشتری، انطباق، واسطهگری اعتباری و خدمات پرداخت را حفظ خواهند کرد.
این امر سیستم بانکی دو لایه را حفظ میکند و در عین حال تلاش میکند زیرساخت متصلکننده شرکتکنندگان آن را بهبود بخشد.
پروژه آگورا بر تراکنشهای نهادی عمدهفروشی تمرکز دارد. این یک ارز دیجیتال بانک مرکزی خردهفروشی نیست که مصرفکنندگان در کیف پولهای شخصی نگه دارند یا مستقیماً نزد فروشندگان استفاده کنند.
دسترسی به ذخایر بانک مرکزی توکنیزه شده محدود به موسسات واجد شرایط باقی خواهد ماند. بانکهای تجاری به مدیریت روابط مشتری و تعهدات نظارتی ادامه خواهند داد.
بنابراین یک پلتفرم تسویه عمدهفروشی باید بر اساس قطعیت حقوقی، کارایی نقدینگی، قابلیت همکاری نهادی، انطباق نظارتی و تابآوری عملیاتی ارزیابی شود، نه پذیرش مصرفکننده یا پذیرش فروشنده.
یک پرداخت بینالمللی متعارف ممکن است از چندین بانک کارگزار عبور کند. هر موسسه دفتر کل خود را نگهداری میکند، رویههای انطباق را انجام میدهد و پیامهایی را با سایر شرکتکنندگان مبادله میکند. تفاوتها در ساعات کاری، ساختارهای حساب و نگهداری سوابق میتواند باعث ایجاد تأخیر شود و ردیابی وضعیت تراکنش را دشوار کند.
یک پلتفرم برنامهپذیر مشترک میتواند دستورالعملهای پرداخت، انتقال داراییها و شرایط تسویه را در همان محیط تراکنش هماهنگ کند. پس از در دسترس بودن موجودیها و تاییدات مورد نیاز، انتقال میتواند بدون اینکه هر شرکتکننده به طور جداگانه چندین سیستم را تطبیق دهد، اجرا شود.
بانکها همچنان نیاز به شناسایی مشتریان، غربالگری تراکنشها، رعایت تحریمها و برآورده کردن الزامات گزارشدهی خواهند داشت. توکنیزه کردن این تعهدات را حذف نمیکند. مزیت بالقوه آن در کاهش فرآیندهای تکراری و ارائه یک وضعیت تراکنش سازگار برای موسسات مجاز است.
زیرساخت برنامهپذیر میتواند بخشهای مختلف یک تراکنش را مشروط به یکدیگر کند. در یک پرداخت چند ارزی، هر دو ارز میتوانند با هم منتقل شوند یا هیچکدام منتقل نشوند.
این مدل تسویه اتمی ریسک تکمیل تعهد توسط یک طرف در حالی که طرف دیگر این کار را انجام نمیدهد، کاهش میدهد. همچنین میتواند از ترتیبات پرداخت در برابر پرداخت در چندین ارز و موسسه پشتیبانی کند.
این مفهوم قبلاً در امور مالی سنتی وجود داشته است، اما توکنیزه کردن میتواند این شرایط را مستقیماً در تراکنشهای بیشتر تعبیه کند. تاییدات انطباق، در دسترس بودن دارایی و دستورالعملهای تسویه میتوانند قبل از اجرا تأیید شوند تا اینکه بعداً تطبیق داده شوند.
بانکها موجودیهایی را در ارزها، حسابهای کارگزار و سیستمهای پرداخت نگهداری میکنند تا اطمینان حاصل شود که تراکنشها قابل پردازش هستند. این استخرهای پراکنده ممکن است سرمایه را راکد بگذارند، زیرا وجوه موجود در یک بخش از شبکه نمیتوانند به راحتی تعهدات其他地方 را برآورده کنند.
یک پلتفرم همگامسازی شده میتواند دید واضحتری از تعهدات در انتظار و موجودیهای در دسترس به موسسات بدهد. این ممکن است به آنها اجازه دهد تا نقدینگی را دقیقتر تخصیص دهند و پیشتامین مالی بیش از حد را کاهش دهند.
مزیت به مشارکت بستگی خواهد داشت. اگر تنها تعداد محدودی از بانکها یا ارزها متصل باشند، موسسات ممکن است همچنان نیاز به حفظ نقدینگی قابل توجهی خارج از پلتفرم داشته باشند.
این آزمایش نشان داد که تراکنشهای با ارزش واقعی شامل ذخایر توکنیزه شده میتوانند در چندین ارز و سناریوی نهادی اجرا شوند. همچنین نشان داد که بانکهای مرکزی و تجاری میتوانند اشکال مختلف پول تنظیمشده را در یک محیط فنی مشترک هماهنگ کنند.
این موضوع از استدلالی حمایت میکند که توکنیزه کردن نیازی به جایگزینی ساختار پولی موجود ندارد. ذخایر بانک مرکزی و سپردههای بانکهای تجاری میتوانند ناشران جداگانه و ویژگیهای حقوقی خود را حفظ کنند در حالی که از طریق منطق تسویه مشترک با یکدیگر تعامل دارند.
با این حال، این آزمایش امکانپذیری را فقط در یک محیط کنترلشده اثبات کرد. ارزش و حجم محدود تراکنش آن نشان نداد که سیستم در دوران فشار بازار، قطعیهای عملیاتی، حملات سایبری یا حرکتهای بزرگ نقدینگی چگونه عمل خواهد کرد.
پروژه آگورا فراتر از تئوری پیش رفته است، اما هنوز تابآوری لازم برای زیرساخت پرداخت با اهمیت سیستمی را نشان نداده است.
استقرار تجاری نیازمند آن است که پروژه آگورا حجم تراکنشهای بسیار بزرگتری را در ارزها، بانکها و حوزههای قضایی بیشتر پردازش کند.
بانکها همچنین به اتصالات خودکار بین پلتفرم و سیستمهای اصلی خود نیاز خواهند داشت. این ادغامها حسابهای مشتری، عملیات خزانهداری، غربالگری تحریمها، حسابداری، کنترلهای نقدینگی و گزارشدهی نظارتی را پوشش خواهند داد.
اگر موسسات مجبور باشند اطلاعات را به صورت دستی بین پلتفرم توکنیزه شده و سیستمهای موجود منتقل کنند، این پروژه ممکن است به جای کاهش پیچیدگی، آن را افزایش دهد. ارزش آن به این بستگی خواهد داشت که آیا میتواند تکرار عملیاتی را حذف کند یا لایه تسویه دیگری ایجاد کند.
تراکنشهای فرامرزی سوالاتی را درباره قانون حاکم بر انتقال، زمان نهایی شدن تسویه، نحوه برخورد با سپردههای توکنیزه شده در ورشکستگی و مرجع مسئول در صورت بروز خطا مطرح میکنند.
یک تراکنش میتواند از نظر فنی کامل باشد در حالی که از نظر حقوقی مورد اختلاف باقی بماند. بنابراین، حوزههای قضایی شرکتکننده به قوانین سازگار در مورد مالکیت، قطعیت تسویه، مسئولیت و پول بانک توکنیزه شده نیاز خواهند داشت.
حریم خصوصی و الزامات بومیسازی دادهها چالش دیگری را ایجاد میکنند. موسسات باید تعیین کنند کدام اطلاعات میتواند در مرزها به اشتراک گذاشته شود و کدام شرکتکنندگان ممکن است آن را مشاهده کنند. سیستم باید تسویه را بدون افشای غیرضروری دادههای محرمانه مشتری هماهنگ کند.
یک پلتفرم تسویه چندملیتی نمیتواند مانند یک سیستم بانکی داخلی اداره شود. شرکتکنندگان باید بر سر الزامات دسترسی، بهروزرسانیهای نرمافزاری، نظارت فنی، مسئولیت، حل اختلاف و روشهای اضطراری توافق کنند.
آزمایشهای آینده باید نقدینگی ناکافی، دستورالعملهای متضاد، تاییدات با تأخیر، حوادث سایبری، قطعی سیستم و شکست یک موسسه شرکتکننده را بررسی کنند. این شرایط نشان خواهد داد که آیا سیستم میتواند یکپارچگی تراکنش را زمانی که اجزای فردی طبق انتظار عمل نمیکنند، حفظ کند یا خیر.

استیبل کوینها به طور کلی ادعاهایی بر صادرکنندگان خصوصی ارائه میدهند و از طریق شبکههای بلاک چین گردش میکنند. سپردههای بانکی توکنیزه شده بدهیهای بانکهای تجاری تنظیمشده باقی میمانند، در حالی که ذخایر بانک مرکزی توکنیزه شده یک دارایی تسویهای بین موسسات واجد شرایط فراهم میکنند.
بنابراین پروژه آگورا به زیرساخت بانکداری عمدهفروشی نزدیکتر است تا به یک شبکه استیبل کوین عمومی. این پروژه ممکن است در نهایت با اوراق بهادار توکنیزه شده یا سایر بازارهای بلاک چین تعامل داشته باشد، اما چنین اتصالاتی سوالات بیشتری را درباره دسترسی، بازخرید، انطباق و وضعیت حقوقی مطرح خواهد کرد.
مشارکت کره جنوبی به بانک مرکزی و بانکهای تجاری آن تجربه مستقیم با تسویه توکنیزه شده چند ارزی میدهد. مشارکت پنج بانک بزرگ به ویژه مهم است زیرا پذیرش عملی به موسسات تجاری بستگی دارد.
این بانکها باید تعیین کنند که سپردههای توکنیزه شده چگونه با حسابهای مشتری، عملیات خزانهداری، سیستمهای انطباق، مدیریت نقدینگی و گزارشدهی مالی ارتباط برقرار میکنند.
مشارکت زودهنگام همچنین به موسسات کره جنوبی فرصتی میدهد تا بر استانداردهای فنی و عملیاتی بینالمللی تأثیر بگذارند. بدون هماهنگی، پروژههای توکنیزه کردن ملی میتوانند پراکندگی موجود در بانکداری کارگزار را بازتولید کنند.
آزمایشهای آینده نیاز به پوشش حجم تراکنشهای بزرگتر، ارزهای اضافی، موسسات بیشتر و شرایط عملیاتی نامساعد خواهند داشت. شرکتکنندگان همچنین باید صرفهجوییهای قابل اندازهگیری در نقدینگی، تطبیق، زمان پردازش و مدیریت ریسک را نشان دهند.
توجیه اقتصادی به اندازه عملکرد فنی اهمیت خواهد داشت. شبکههای پرداخت موجود ممکن است دارای ناکارآمدی باشند، اما آنها قبلاً از شناخت حقوقی، مشارکت گسترده نهادی و رویههای عملیاتی آزمایششده بهره میبرند. پروژه آگورا باید بهبود کافی را ارائه دهد تا هزینه ادغام و کنترلهای جدید را توجیه کند.
آزمایش پروژه آگورا بانک کره نشاندهنده پیشرفت معناداری در توسعه نهادی پرداختهای توکنیزه شده است. اهمیت آن نه در مبلغ پردازش شده حدود ۸۰۰,۰۰۰ فرانک سوئیس، بلکه در استفاده هماهنگ از ارزش واقعی، شش ارز، ذخایر توکنیزه شده، پول بانک تجاری و چندین سناریوی تراکنش است.
این آزمایش مورد فنی برای تسویه فرامرزی برنامهپذیر را تقویت کرد. با این حال، پذیرش در مقیاس بزرگ به ادغام سیستم، قطعیت حقوقی، حریم خصوصی، حکمرانی، تابآوری و منافع اقتصادی واضح بستگی خواهد داشت.
پروژه آگورا از مفهوم به سمت اجرای عملی حرکت کرده است، اما گذار از آزمایش کنترلشده به زیرساخت مالی جهانی چالش بزرگتری باقی میماند.


