در روزهای اخیر، حملات هوایی اسرائیل دستکم ۴۰ نفر را کشته و ارتش دستور تخلیه را برای ساکنان ده روستا و شهر در جنوب لبنان صادر کرده، جایی که منطقه حائل امنیتی برقرار شده است.
به گفته نخستوزیر بنیامین نتانیاهو، این منطقه برای محافظت از اسرائیل در برابر حملات آینده گروه شبهنظامی حزبالله ضروری است. او گفت این منطقه «بسیار قویتر، شدیدتر، پیوستهتر و محکمتر از آنچه پیشتر داشتیم» است.
منتقدان، اما، معتقدند اسرائیل «نسخه غزه» را در این منطقه حائل به کار میگیرد و اقدامات خود در غزه پس از توافق آتشبس شکننده اکتبر گذشته را تکرار میکند.
از نظر نظامی، اسرائیل با تمام توان به حزبالله که از پیش تضعیف شده ضربه میزند تا تواناییهایش را تحلیل ببرد و آن را از پایگاههایش در جنوب لبنان بیرون براند.
اسرائیل این استراتژی را «چیدن علفهای هرز» مینامد. این کشور مدتهاست این استراتژی را بهترین راه برای ایجاد سطحی از بازدارندگی در برابر حماس و حزبالله میداند که از طریق ابزارهای نظامی متعارف نمیتوان آنها را شکست داد.
همانند آنچه در غزه انجام داد، اسرائیل همچنین در تلاش است منطقه حائل را برای ساکنان غیرقابل سکونت کند. در اواخر ماه مارس، وزیر دفاع اسرائیل ایسرائل کاتز اعلام کرد:
در همین راستا، اسرائیل تمام پلهای رودخانه لیتانی را تخریب کرده و بهطور مؤثر جنوب لبنان را از بقیه کشور جدا کرده است. این کشور همچنین بهطور سیستماتیک شهرها، روستاها و زیرساختهای منطقه را تخریب یا به شدت آسیب میرساند.
این «نسخه غزه» هزینه انسانی سنگینی داشته است. از زمان آغاز این درگیری اخیر با حزبالله در اوایل مارس، حملات اسرائیل بیش از ۲۶۰۰ لبنانی را کشته و ۱.۲ میلیون نفر دیگر را از خانههایشان آواره کرده است.
نتانیاهو در تله گرفتار میشود
با این حال، علیرغم دستاوردهای فراوان در برابر حزبالله، نتانیاهو در خطر بلندپروازی بیش از حد در ادعاهایش مبنی بر توانایی شکست دادن یکی از دشمنان دیرینه اسرائیل قرار دارد.
طی دههها، دولتهای متوالی اسرائیل، بهویژه آنهایی که نتانیاهو رهبری میکرد، مردم اسرائیل را متقاعد کردهاند که اسرائیل و حزبالله در یک نبرد وجودی درگیرند.
بسیاری از اسرائیلیها اکنون انتظار دارند نتانیاهو به وعدهاش عمل کند و آنها را برای همیشه از این تهدید رها سازد.
در نظرسنجی اخیر مؤسسه دموکراسی اسرائیل، ۸۰ درصد از پاسخدهندگان از ادامه جنگ با حزبالله حمایت کردند، صرفنظر از هر توافق صلح احتمالی میان آمریکا و ایران، و حتی اگر این موضوع تنشهایی با دولت ترامپ ایجاد کند.
این امر تهدیدی سیاسی برای نتانیاهو است، چراکه او با خطر گرفتار شدن میان دو واقعیت متضاد روبهروست.
عمل به یک وعده توخالی
اول، استراتژی «چیدن علفهای هرز» است. این استراتژی مدتهاست بهعنوان تبلیغات مؤثر و نمونهای از محافظت دولت از مردمش عمل کرده. اما هرگز قرار نبود تهدیدات حزبالله یا حماس را بهطور کامل از میان بردارد.
در مورد حزبالله، ارتش اسرائیل بهسادگی نمیتواند جنبش مقاومتی را که چنین ریشه عمیقی در بافت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی لبنان دارد بهطور کامل شکست دهد. این امر نهتنها پیروزی نظامی، بلکه سرکوب حامیان آن و بیاعتبارسازی ایدئولوژیاش را نیز میطلبد.
هدف استراتژی «چیدن علفهای هرز» مدیریت تهدیدات حزبالله و حماس است، نه نابودی آنها.
اگر اسرائیل بتواند آسیب قابل توجهی به تواناییهای سیاسی و نظامی آنها وارد کند — علاوه بر تخریب زیرساختهای محلی — این گروهها مجبور میشوند بر بقا و احیا تمرکز کنند، نه بر تهدید اسرائیل.
از دیدگاه اسرائیل، این امر فرصتی برای نفس کشیدن فراهم میکند تا زمانی که تهدید دوباره سر برآورد و وقت «چیدن علفهای هرز» مجدداً فرا رسد.
از منظر سیاسی، این استراتژی همچنین به اسرائیل اجازه میدهد عملیات نظامی مداوم خود را توجیه کند. این امر سنگ بنای احیای سیاسی نتانیاهو از زمان حملات حماس در سال ۲۰۲۳ بوده و به او اجازه داده احساس بحران دائمی را که به سطوح روزافزون خشونت نیاز دارد حفظ کند.
اما نتانیاهو روایت را تغییر داده و از صرفاً «مدیریت» درگیری اسرائیل با حزبالله و حماس به «برچیدن» این گروهها و «تمام کردن کار» تغییر موضع داده است.
روشن است که مردم اسرائیل میخواهند نتانیاهو به این وعده عمل کند.
ترامپ دستش را میبندد
دومین واقعیتی که نتانیاهو با آن روبهروست این احتمال است که رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ با ایران به آتشبس دائمی توافق کند که اسرائیل را مجبور به توقف خصومتهایش علیه حزبالله کند.
از زمان آتشبس موقت میان آمریکا و ایران، نتانیاهو تلاش میکند درگیریهای اسرائیل با ایران و حزبالله را از هم جدا کند. این امر به او اجازه میدهد عملیات ارتش علیه حزبالله را ادامه دهد و مدعی یک پیروزی استراتژیک کلیدی شود.
اما ایران خواستار آن است که هر آتشبسی که با آمریکا به آن میرسد، حزبالله را نیز در بر گیرد.
این موضوع نتانیاهو را در موقعیت دشواری قرار میدهد. اگر او با یک توافق صلح دائمی موافقت کند، حزبالله به شدت آسیبدیده اما هنوز نابود نشده همچنان پابرجا میماند. با در نظر گرفتن اینکه حماس و رژیم ایران نیز همچنان بر جا هستند (هرچند به شدت آسیب دیده)، این موضوع یک فاجعه سهگانه برای نتانیاهو خواهد بود.
واکنش منفی از هماکنون شروع شده است. ماه گذشته، رهبر مخالفان اسرائیل یائیر گولان نتانیاهو را به دروغگویی متهم کرد:
انتقاداتی از این دست میتواند تأثیر بسیار زیادی بر انتخابات اسرائیل داشته باشد که باید پیش از پایان امسال برگزار شود.
نتانیاهو سخت تلاش میکند این انتخابات را ببرد تا پرونده فساد طولانیمدتش به تأخیر بیفتد. از این رو، او نمیخواهد با شکستن وعدهاش درباره پایان دادن به حزبالله، مردم اسرائیل را از دست بدهد. اما این ممکن است به معنای قطع رابطه با آمریکا و حمایتهای نظامی، سیاسی و دیپلماتیک حیاتی آن باشد.
در حالی که استراتژی «چیدن علفهای هرز» پس از حملات هفتم اکتبر حماس، حیات سیاسی جدیدی به نتانیاهو بخشید، ناتوانی او در تطبیق گفتارش با نتایج واقعی ممکن است اکنون پاشنه آشیل او باشد.![]()
مارتین کیر، مدرس گروه دولت و روابط بینالملل، دانشگاه سیدنی
این مقاله تحت مجوز Creative Commons از The Conversation بازنشر شده است. مقاله اصلی را بخوانید.








