من تازه یک تصویر آنلاین باز کردم که آنقدر زیبا بود که جریان افکارم را قطع کرد، آنقدر کارآمد که فراموش کردم داشتم به کجا میرفتم.
این تصویر، که در این ویدیوی شگفتانگیز از رنه ولپه ثبت شده، پرندهای را نشان میدهد که خانهاش را از برگهای جوان میسازد و آنها را با نخ برگ به هم میدوزد. او شاهکار معماریاش را از یک برگ متصل (درخت بادام؟) آویزان میکند، آپارتمانی که میان شاخهها قرار گرفته و از باران و چشمان گرسنه محافظت میشود. پس از ساختن دیوارها، کف آن را با نرمی میپوشاند، کاملاً مناسب برای در آغوش گرفتن شکم خودش و شکمهایی که به زودی از تخمهای خالدار بیرون میزنند. گوگل کردم «چه پرنده زردی لانه خود را میدوزد؟» و فهمیدم که احتمالاً یک پرنده خیاط است که به بافتن مواد طبیعی برای ساختن زیستگاه شناخته شده است.
زیبایی ملایم پرنده حرف میزند - یقه سفید، کت زرد، کلاه و شلوار با رنگ نارنجی ست. اما این هدف او، این انگیزه برای محافظت و در آغوش گرفتن زندگی بود که از صفحه نمایش جهید و مرا تکان داد. مأموریت بیکلامش میگفت که از凝视کردن به دیوانگی مخرب روز که از کاخ سفید نشت میکند دست بکش و تنها برای یک لحظه، هوش واقعی زندگی را درک کن.
آرامش ساکت پرنده به نوعی مرا یادآور کرد که روانپریشی که ما آن را بر جهان رها کردهایم تنها گذراست. حتی اردوگاههای کار اجباری که او با نام منتقدان بر آنها میسازد، سرانجام فرو خواهند ریخت. هرچقدر هم این لحظه در آمریکا هولناک باشد، همه آنها خواهند گذشت.
پرندهای لانه میسازد. شکارچی آن را ویران میکند.
من خیلی اوقات درباره آنچه در جهان اشتباه است مینویسم. از جایی که من نشستهام، بیشتر راههای منتهی به مرگ و بیرحمی توسط مردانی با رشد عاطفی ناقص ساخته شدهاند که هوش کمی دارند اما قدرت بسیاری برای نابود کردن جهان. در روزهای خوب آنها را به عنوان یک نقطه کوچک، یک چروک، یک اشتباه در پیوستار تکاملیمان میبینم. طمع خودمحور و بیرحمی بیپروای آنها چیز جدیدی نیست؛ این ویژگیها از زمانی که ما برای اولین بار راست ایستادیم با انسان بودهاند. حتی امروز، علیرغم نگاه روشن تاریخ به گذشته، نادانترینهای ما به نوعی هنوز باور دارند که تجاوز عریان برتری را نشان میدهد.
یکی از کشندهترین شکارچیان کرومانیون که روی زمین راه رفته به ده کشور مختلف در همین سالها حمله کرده است. با شروع جنگهایی بدون هیچ هدفی جز ارضای یک نفس سیریناپذیر، او جایزهای برای گسترش صلح مطالبه میکند، انگار که خواستن اینکه سبز تبدیل به زرد شود آن را تغییر میدهد. علیرغم حملات بیامانش به علم، او یک حقیقت ناخوشایند را آشکار کرده: اگر دروغی را به اندازه کافی تکرار کند، بخش قابل توجهی از جمعیت ایالات متحده آن را باور خواهند کرد.
پرنده، پرنده ما، کاملاً بیتوجه به نیرویی است که آنقدر درندهخو بود که گلوله توپ تخریب را به کاخ سفید انداخت، نیرویی که سرسختانه در پی نابود کردن تاریخ است چون میداند تاریخ او را نخواهد بخشید. بیتفاوتی پرنده ما دوگانگی آشکار نیروهای همزیست روی زمین را نشان میدهد: آنهایی که از زندگی محافظت میکنند، و آنهایی که نابود میکنند.
هوش میتواند فریبنده باشد
مادرم تلاش زیادی کرد تا فرزندان کاتولیک تربیت کند. بهترین تلاشهایش، که توسط یک زندگی سخت ناکام ماند، با فرستادن ما به مدارس کاتولیک شروع و تمام شد. وقتی حدود نه ساله بودم و در صف منتظر عشاء ربانی بودم، ایستگاههای صلیب روی دیوار را مطالعه کردم - واقعاً مطالعه کردم -: شلاقهای خشونتآمیز، میخهایی از میان دستهای خونین، تاجهایی از خارها. خیره شدن بیش از حد یا درست به اندازه کافی، ناگهان متوجه شدم که دارند مرا دستکاری میکنند. این پیام خدا، نیکی یا والایی نبود، این دین میخواست با استفاده از ترس مردم را کنترل کند.
برای حدود سی سال بعد خودم را ملحد میدانستم؛ تحقیق درباره ظلمهای «مذهبی» در طول تاریخ تأیید آسانی را ارائه داد. با این حال هر بار که در طبیعت قدم میزدم، دوباره یاد میگرفتم که یک هوش وسیع در آنجا زندگی میکند. چگونه میتوان یک بلوط را توضیح داد؟
از آن زمان یاد گرفتم که درختان و گیاهان با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. سیستمهای ارتباطی گیاهان از شبکههای قارچی زیرزمینی، سیگنالهای الکتریکی و سیگنالهای شیمیایی تشکیل شدهاند. آنها بحث نمیکنند، فقط آرام کار میکنند تا نور خورشید و مواد مغذی را از زمین اطرافشان جذب کنند و از آنچه ستارهها میلیاردها سال پیش برای ما فرستادند به خوبی استفاده میکنند.
یک پرنده؟ یا الهیات؟
روزی، در حین قدم زدن میان درختان، عزیزترین دوستم لوئیس اوزبورن مرا متقاعد کرد که اصلاً ملحد نیستم. چطور میتوانی درستی جهان را حس کنی و به خدا ایمان نداشته باشی؟ برای کسی که اینقدر به هوش خودش اطمینان دارد، چطور میتوانی به تناقضات عمیق اینقدر کور باشی؟ سرانجام توافق کردیم که خدا («نیروی حیات»، اگر بخواهید) در پیشرانه زندگی وجود دارد.
لوئیس، باید اضافه کنم، یک مسیحی سنتی است. او باور دارد که یک نیروی شیطانی در جهان وجود دارد که شبیه لوسیفر کتاب مقدس است. او به قضاوت اعتقاد دارد - در زمان و مکانی دیگر، شاید کلاه MAGA بر سر میگذاشت. اما او تنفر عمیقی از بیرحمی دارد. او میبیند که مسیحیان MAGA بیرحمی را به عنوان شکلی از حکومت میپذیرند که به دیگران آسیب میرساند بدون اینکه واقعاً به آنچه عیسی انجام میداد فکر کنند. پس من لوئیس را در ذهنم تصویر میکنم وقتی ویدیوی پرنده خیاط را مثل یک دارو بارها تماشا میکنم.
بله، یک نیروی زشت نابودگر در آمریکا در حال حرکت است که ممکن است ملت ما را برای نسلهای آینده دگرگون کند. ما چارهای جز مبارزه با آن نداریم. اما در این مسیر باید استراحت کنیم و به طبیعت دست بزنیم. و باید به یاد داشته باشیم که حتی اگر این زشتی به بدترین نتیجه ممکن ختم شود، یک پرنده خیاط، در جایی، زنده خواهد ماند، از خاکستر بیرون خواهد آمد و لانهاش را دوباره خواهد ساخت.
سابرینا هاکه یک ستوننویس و وکیل دادگستری فدرال با بیش از ۲۵ سال تجربه در دفاع از اصلاحیه اول و چهاردهم است. او نوشتههای رایگان Substack با عنوان The Haake Take را مینویسد.

